304545_490501461000969_1235978575_nکارکرد روان ‏درمانی با بازخوانی شیوه‏‌ی قصه‏‌گویی در هزار ویک شب 
چکیده مقاله:
در داستان نخستینِ هزارو یک شب، پادشاهی به نام شهریار هر شب با زنی هم بستر می‏‌شد و بعد او را می‏‌کشت. شهرزاد دختری که از بیزاری پاشاه از زنان آگاه بود با شهریار ازدواج می‎‏کند و هر شب برای پادشاه قصه‏‌ای را روایت می‏‌کند. مجموعه این روایت‏‌های شبانه و مدام با هدفمندی و نکات محتوایی که شهرزاد روایت می‏‌کند، بیماری شهریار را با قصه‏‌درمانی در در بازه‏ی زمانی هزار شب درمان می‎کند. در این مقاله کوشیده می‏‌شود با بازخوانی روان‏ درمانی به شیوه‌‏ی قصه‏‌گویی هزار و یک شب (که به نوعی با پرورش تخیلی رویدادها در چارچوب قصه‌‏ها اتفاق می‌افتد) مبارزه علیه مشکلات شدید در زندگی که اجتناب ناپذیر و بخش طبیعی درحیات بشری است را بررسی کنیم. در فرایند قصه‏ درمانی تلاش براین است که کودکان نسبت به احساسات و افکار خودآگاهی بیشتری پیداکنند به ویژه نسبت به شیوه‎های رویارویی خودشان با مشکلاتی که با آن درگیر شده‎اند شناخت به دست آورند و با تعارض‌ها و احساسات دردناکشان روبه رو شوند و بدانند که ضعیف‏‌ترین‎ها هم راهی برای موفقیت خواهند یافت، یا قوی‏‌ترین قهرمانان هم دچار مشکلات و بدبختی خواهند شد، اما با توانمندی راه حل مشکلات را درمی‏‌یابند و از آن‎ها رهایی می‌‏یابند.

 ۱- مقدمه

روان درمانی یعنی دهلیزی برای این‏که انسان، به نیروی روحی ماورای نیروی مادی و بدنی در وجود خود پی ببرد. استفاده از قصه و حکایت برای آموزش و شناساندن حقیقت، شیوه‏‌های درست زندگی، اخلاقیات و روش‏‌های دستیابی به کمال و موفقیت به اندازه‏‌ی تاریخ بشر قدمت دارد. اصطلاح قصه‌‏گویی این موضوع را ممکن است به ذهن برساند که قصه ارتباط جدی محسوب نمی‏‌شود، بلکه صرفا برای سرگرمی است. در حالی که قصه‏‌ها به ما می‏‌گویند در این جهان چگونه باشیم و این فرصت را می‌‏دهند تا دیدگاه خود را نسبت به واقعیت تغییر دهیم، به عبارت دیگر قصه‏‌ها بیانگر باورهای افراد در باره‏ی خودشان است. ما نوشته‏‌های بسیاری از روان درمانی در کتاب‏‌های فارسی داریم. علاوه بر نوشته‏‌های که در داستان‏‌های کوتاه کلیله و دمنه و کتاب‌‏های داستانی ایرانی وجود دارد، مثال‏‌های بارز تاریخی و عینی از  نوشته‏‌های  محمد بن زکریای رازی و ابوعلی سینا  وجود دارد که این طبیبان و حکیمان ایرانی، بیماری‎هایی که از راه معالجات درمانی طبی و با دوا و دارو و مرهم و…  -که معمول بوده است- نمی‏‌توانسته‌‏اند درمان کنند، از طریق روحی و روانی درمان کرده‌‏اند.

۲- روان درمانی با ژانرهای ادبی

روان ‏درمانی با ادبیات و خصوصا قصه و شعر که دو ژانر برجسته ایرانی از دیربار تا کنون در ایران می‎باشند، بشر اندیشه‌ها، احساسات و عواطف خویش را در دامنه کوه‌ها، دشت‌‌ها، بیابان و به‌طور کلی همه‌جا باخود زمزمه یا برای همراهانش بیان می‌کرده‏‌است. خاطرات اولین شعرهای باز مانده در ادبیات ایران با داستان‌هایی عجین و همراه شده است که شاید دلیل اصلی ماندگاری همین اشعار باشد. در روان‌شناسی وقتی فردی می‌خواهد آرامش یابد، دست به قلم می‌برد و از مشکلات، ناراحتی‌ها و اندوه‌های درونی خود می‌نویسد تا آن‌ها را کاهش دهد، خواندن این آثار اگرچه ذهن را متأثر می‌کند، هنگام آفرینش اثر به پدید‌آ‌ورنده آن آرامش می‌بخشد. آن‎چه در ادبیات آن را حدیث نفس می‌نامیم، در واقع بازتاب مستقیم روح است که نشان می‌دهد گوینده در چه وضعیتی به‌سر می‌برده است. در روان‌شناسی این‌گونه سخنان را اعتراف شخصی و در مواردی فرافکنی می‌گویند. ادبیات از احساس و خیال سرچشمه می‌‌گیرد و در روان آدمی ریشه دارد. پس، محتوای آن همانند ذهن و روان گوینده است.

۲-۱- روان درمانی با شعر در ادبیات فارسی

بیش‏تر ایرانیان با دیوان حافظ تفأل می‌زنند، در واقع در پی یافتن آرامشی هستند که با خواندن شعر حافظ آن را به‌د‌ست می‌آورند و قدرت تصمیم‌گیری پیدا می‌کنند. بعضی هم روز خود را با خواندن شعر یا متنی روحیه بخش آغاز می‌کنند و با آنچه قدرت تغییر آن را ندارند، کنار می‌آیند. چو قسمت ازلی بی‌حضور ما کردند/ گر اندکی نه به وفق رضاست خرده مگیر (حافظ) و هزاران از این دست. گاهی ادبیات به‌خاطر تأثیرگذاری به‌وجود آمده و گاهی بدون برنامه‌ریزی قبلی، خود عامل درمان است یا عامل. داستان تأثیر شعر رودکی بر امیر نصر سامانی مشهور است. رودکی «دانست که با نثر در نگیرد، روی به نظم آورد و قصیده‌ای بگفت و به وقتی که امیر صبوح کرده بود، درآمد و به‌‌جای خویش بنشست. چون مطربان فرو داشتند، او چنگ برگرفت و در پرده عشاق این قصیده آغاز کرد: بوی جوی مولیان آید همی/  یاد یار مهربان‌ آید همی/  میر سرو است و بخارا بوستان/ سرو سوی بوستان آید همی/ چون رودکی به این بیت رسید، امیر منفعل گشت که از تخت فرود آمد و بی‏‎موزه پای در رکاب خنگ نوبتی نهاد…» (نظامی عروضی)

۲-۲ – روان درمانی با داستان گویی درادبیات فارسی

قصه یا داستان به نوشته‏‌ای گفته می‎شود که فکر نویسنده‏‌ی آن در قالب حکایتی به خواننده عرضه می‎شود، خواه داستان جنبه‌‏ی تخیلی و غیر واقعی داشته باشد خواه واقعیات زندگی با جامه تخیل مزین شده باشد. هیچ قالب منثوری همچون قصه توانایی ایجاد جاذبه، انتقال حس و الگو سازی برای کودکان را ندارد.  زیرا از دو موتیف تاثیر گذار حس و تخیل همواره بهره می‏گیرد. از کتاب‌‏های داستانی و قصه‎ها می‏توان برای مخاطب قرار دادن حوزه‏‌ی وسیعی مانند: رفتارهای حمایت کننده، ترس از تنهایی، رازها و ارتباط‏‌ها و مانند آن‏ها استفاده کرد. انواع ادبیات شفاهی و عامیانه – که در بین مردم رایج است و به و گاها موزون‌‏اند به در ذهن افراد ماندگاری دارند- به دلایل خاصی به‌وجود آمده‌اند؛ مثلاً لالایی‌هایی که مادران برای فرزندان خود می‌خوانده‌اند، یا برای تسکین دردی بوده است یا برای انتقال حسی شاد به کودکان. متل‌ها و اشعار گوناگون که به مناسبت‌های مختلف می‌خواندند، ضرب‌المثل‌ها و…  و در این راستا قصه‌‏ها باز نمایی ما از خودمان و تجربه‏‌های‏مان است. زندگی فرایند پیوسته‏‌ای از نظم بخشی و سازماندهی تجربه‏‌هاست. هنگامی که شناخت کاملی از جهان وجود ندارد نیاز نسبت دادن معنا به تجارب احساس می‏شود بدین ترتیب، تجربه‏‌ها و رویدادهای عمر طولانی هر یک از افراد به قصه تبدیل می‏شود.

 

۳- بررسی رواندرمانی در هزار ویک شب

قصه‌‏های هزار و یک شب و افسانه‌‏های جن و پری که پیشینه ی ایرانی دارند از داستان‌‏های مشهور جهان‌‏اند و از دید روانشانسان کودک چون بتلهایم به معمای هستی و شکل بی‏‌همتای هنر خوانده شده‏‌اند. (بتلهایم، ص ۳۶). کارل یونگ در کتاب انسان و سمبل‏‌هایش می‌‏نویسد که ما اگرچه ممکن است پس زمینه‏‌های فرهنگی و مذهبی متفاوتی داشته باشیم اما همه در ضمیر خودآگاه مشترکی سهیم هستیم. او معتقد بود که انسان‏ها از سمبل‏‌های یکسان یا مشابهی استفاده می‏‌کنند که نماینده هر دو جنبه والا و پست حیات روانی هستند. (یونگ، ص ۲۱) وجود سمبل‏‌های انسانی و آشنای بشری سبب شد در ۵۰۰ سال اخیر هزار و یک شب به نوعی با تمام انسان‌‏های روی زمین ارتباط مستقیم برقرار کند. راز درمانی قصه‏‌های هزار ویک شب آن است که شهرزاد قصه‌‏گو از شیوه‎ی قصه‏ درمانی برای استفاده شهریار بهره جست.

 ۳-۱ -تاریخچه هزار ویک شب

هزار ویک شب از کهن‏‌ترین نوشته‏‌های ادبیات عامیانه‏‌ی جهان است. این کتاب مجموعه‏‌ای از داستان‏‌هایی است که توسط دختری به نام شهرزاد برای پادشاهی به نام شهریار روایت می‏‌شود. ‏ بنابر مطالعات خاورشناسان کتاب هزار و یکشب در اصل مجموعه‏‌ای از افسانه‏‌های ایرانی بوده‏‌است. برخی خاورشناسان اروپایی مانند «دگویه» هلندی و «اُسترُپ» دانمارکی معتقدند که هزار افسان از بسیاری جهات با استر در تورات و با قسمتی از داستان‏‌های اساطیری شاهنامه شباهت دارد. مسعودی (مرگ ۳۴۰ ه.ق) صاحب مروج المذهب و جهشیاری (مرگ ۳۳۱ ه.ق) مصنف الوزراء و ابن الندیم (مرگ ۳۷۸ ه.ق) صاحب الفهرست بارها از نام شهرزاد قصه گو و خواهرش «دنیا زاد» یاد کرده‏‌اند. این مورخان همه شهرزاد قصه‏‌گو را همان دختر اردشیر درازدست می‏‌دانند که از طرف پدر نوه اِستر ملکه یهودی خشایارشاه هخامنشی ست. در تاریخ طبری نیز از دختر اردشیراول هخامنشی هما یا شهرزاد قصه‏‌گو به عنوان مصنف هزار افسان یاد شده‏‌است. فردوسی نیز در شاهنامه هما دختر بهمن اردشیراول را همان شهرزاد قصه‏‌گوی داستان‏‌های ایرانی هزار افسان می‏‌شناسد. برخی محققان ایرانی چون بیضایی، ستاری، مهندسی،  ثمینی، مهندسی پور بر این باوردند هزارافسان به زبان عربی ترجمه شده و در گذر زمان مورد دخل و تصرف بسیار قرار گرفته‏‌است. از دید بیضایی داستان بنیادین آن  ریشه در اسطوره‏‌ی ضحاک دارد.

پس از هجوم اعراب هزارافسان هم چون سایر نفایس دیگر به دست اعراب افتاد و در قرن سوم هجری قمری به زبان عربی برگردانده شد و الف خرافة یا خُرافة نزهة نام گذاری گردید. از قرن چهارم هجری قمری به بعد این کتاب به فرهنگ اسلامی منتسب گشت و به تدریج حکایاتی از دوران جاهلیت اعراب و صدراسلام و دوران‏های شکوفایی خلفای اموی و عباسی بر آن افزوده شد و از قصه‌‏های هندی و ایرانی آن حذف گردید. به این ترتیب اثر اصلی با افزودن اشعار و امثال و اسامی عربی تغییر شکل یافت. از آن پس نویسندگان عرب به ویژه در مصر و مراکش و دمشق داستان‏‌های بیش‏تر بر آن افزودند. در اواخر قرن نهم هجری قمری این کتاب به مصر رفت و با تغییرات زیادی در حدود قرن دهم هجری قمری برابر قرن شانزدهم میلادی به‏‌صورت کتاب کنونی «الف لیله و لیله» تدوین یافت. اکثر قصه‌‏های آن حکایاتی است که به ‏تدریج در کشور مصر در عهد سلاطین ممالیک و از نقالان یهودی بر آن افزوده شده‏‌است.

 نخستین ترجمه هزار و یک شب به زبان‌های اروپایی در قرن شانزدهم میلادی به دست «آنتوان گالان» به زبان فرانسه ترجمه شد و در سال (۱۷۰۴ م) منتشر شد و «سرریچارد برتون» نیز نخستین ترجمه انگلیسی این کتاب را در سال (۱۸۸۵م) عرضه کرد. در سال ( ۱۲۵۹ ه.ق) در دوران قاجار  این کتاب به دست «عبداللطیف طسوجی» به فارسی ترجمه شد به نام «هزارو یک شب» به چاپ سنگی رسید. ترجمه منظوم هزار و یک شب به وسیله «ابوالفتح خان دهقان سامانی اصفهانی» در اوایل قرن چهاردهم هجری سروده شد و «هزاردستان» نام گرفت.

 سخن از شهرزاد قصه‌گو و شهریار قصه‌ها برای همه یادآور اثری به نام «هزار و یک شب» است و این نام یادآور سندباد، علاءالدین و چراغ جادو جن وپری و صدها داستان و حکایت تو در توی دیگر است که خواندنش تا همیشه دل‌انگیز و جذاب است. داستان‌های این کتاب دربردارنده موضوعات متعددی است، از حکایات‌ عاشقانه ‌گرفته‌ تا حکایت‌های حادثه‌جویانه‌، طنز، تعالیم اخلاقی (چه بد و چه خوب)، آداب و سنن ملل مختلف، سفر و سیاحت، حکایات‌ طراران‌ و مجرمان‌، نوادر، داستان‌هایی مربوط به‌ حیوانات‌، شیاطین، پارسایان‌‌ و حکایتی در دل‌ حکایات‌ دیگر.

 هزار یک‌ شب ‌بارها تجدید چاپ‌ شد و موضوع نمایش‌ها، باله‌ها، اپراها، فیلم‌ها، نمایش‌های عروسکی‌ و پانتومیم‌های فراوانی‌ به ویژه‌ برای‌ کودکان‌ و نوجوانان قرار گرفت.

۳-۲–  طبقه بندی و بررسی شخصیت‌های و شیوه داستان‌گویی هزار و یک شب

شمار بسیار حکایت‎ها در این مجموعه، مخاطب را با انبوهی از شخصیت‌‏ها که معمولاً مشابه نیز هستند، روبرو می‏‌کند. در مرحله نخست، شخصیت‌‏های مشابه در یک طبقه قرار گرفتند. برای نمونه پادشاهان، وزیران و بازرگانان هریک در طبقه‏‌ای جداگانه جای داده شده‏‌اند. در مرحله دوم با توجه به این که در قصه‏‌ها و افسانه‏‌های عامیانه، شخصیت‎ها یا نیک هستند یا بد. در این پژوهش نیز افراد هر طبقه به دو گروه نیک و بد تقسیم شده و مورد بررسی قرارگرفته‏‌اند. زنان مهمترین طبقه  شخصیتی هزار و یک­شب را تشکیل می‏‌دهند و در نقش­‌های اصلی و فرعی، گاه خردمندانه‎تر از مردان عمل می‏‌کنند. جنیان دیگر طبقه شخصیتی هزار و یک شب هستند که به سود یا زیان قهرمان قصه عمل می‏‌کنند. شخصیت های تاریخی از جمله برخی خلفا نیز در هزار و یک شب حضور دارند که گاه منطبق با واقعیت تاریخی هستند و گاه برای عوام فریبی، دیگر گونه معرفی می‏شوند. اغلب قهرمانان و شخصیت‏‌های اصلی از طبقه فرادست جامعه مانند پادشاهان، شاهزادگان، بازرگانان و… هستند. زیرا ماجراهای زندگی فرادستان و کامرانی‏های آنان جذابیت‏‌های بسیاری برای مخاطب داشته‏‌است. شخصی‌ت‏ها در قصه‌های عامیانه از جمله هزار و یک شب ایستا هستند. یعنی از آغاز تا پایان قصه هیچ تغییر و تحولی نمی‌پذیرند، شخصیت‏‌های این گونه آثار صرفا اشخاصی هستند که رویدادهای داستان را شکل می‏‌دهند و وفاقد پویایی و پیچیدگی‏‌های روان.

از نظر ساختار داستان ‏نویسی آن‏چه در هزار و یک شب زیبا به نظر می آید این است که چگونه یک قصه جدید وارد نظام قصه پیشین می‏شود و این سلسله قصه‏ گویی تو در تو تداوم پیدا می‏‌کند، بی‏ آن‏‌که ما رشته قصه‏‌ها را از دست بدهیم. عالم تخیل در این متن همچون عالم جنون مسحور کننده‌‏است.

 ۴- نمونه های کاربردی از قصه درمانی در هزار ویک شب

از دید روان شناسان تربیتی غالب قصه‏‌های هزارو یک شب نمونه‏‌های عالی برای پرورش و رشد روانی و اعتلای فکری به ویژه بخش کودک و نوجوان می‏‌باشد و چارچوب قصه‏‌های آن را به نوعی کهنه ناشدنی و تاویل برانگیز برای بازخوانی مجدد فکری می‏‌دانند. کافی است به فیلم‏‌های سینمایی و کتاب‏‌های بر گرفته از هزار ویک شب در همه‏‌ی کشورهای دنیا نگاهی بیندازیم. ما در این جا به دو قصه‌‏ی مشهور هزار ویک شب اشاره می‏‌کنیم. این دو قصه در نکاتی با هم تفاوت دارند ولی از بسیاری جهات به لحاظ طرح مشکل و شیوه‌ی درمان شبیه هم هستند.  

۴-۱- قصه‏ی بنیادین هزار و یک شب:

در هزارویک شب می‌خوانیم که شهرزاد از علت بیزاری پادشاه از زنان باخبر است. می‌داند که هیچ عروسی از بستر او سحرگاه زنده بیرون نیامده است. با این وجود از روی اعتمادی که به دانش و توان قصه‌گویی خود و درمان‌گری قصه‌هایش دارد، تصمیم به ازدواج با پادشاه می‌گیرد و خواهرش دنیازاد را هم با خود به قصر می‌برد. در آن‏‌جا دنیازاد، به وقت خواب از  شهرزاد می‌خواهد برایش قصه‌ای بگوید او خطاب به خواهرش شروع به قصه‌گویی می‌کند. توجه به این نکته اهمیت دارد که او شاه را طرف خطاب قرار نمی‌دهد. قصه را برای خواهرش و به تقاضای او می‌گوید. او به‌خوبی می‌داند شاه، که خود را بزرگ‌ترین قدرت می‌داند و هیچکس را در آن جایگاه نمی‌بیند که به او درسی یا پندی بدهد نمی‌تواند مخاطب مستقیم او باشد. همین در واقع اولین قدم، در موفقیت شهرزاد است. حال وظیفه‌ی قصه‌گوی تواناست که تشخیص دهد این شاه در درون هر بیماری با قدرت تمام زندگی می‌کند. وقتی بیماری فرد اوج می‌گیرد شاه درون جایش را با قدرت مطلقه یعنی با خدا عوض می‌کند و خودش تبدیل به خدا می‌شود. پس باید حواس درمانگر جمع باشد تا به این غول درون به گونه‏ای نزدیک شود که نتیجه‌اش جلب علاقه در مسیر بهبود بیمار باشد. قصه‌ی شهریار نشان می‌دهد پادشاه که خود در آغاز مستمع آزاد است، چنان مشتاق شنیدن دنباله‌ی قصه می‌شود که مرگ عروس را تا سحرگاهی دیگر به تعویق می‌اندازد. به این ترتیب شهرزاد درمی‌یابد چگونه شوق پادشاه را مدیریت کند، که پادشاه مجذوب لایه‌های پنهان کلام نمادین و پر تصویر شهرزاد شود. به این ترتیب شهرزاد به شهریار  بهبودی را می‌‏فهماند؛ و همان فهمیدن اگرچه با دانستن همراه نبوده، کمکش می‌کند تا بر خشم درونی خویش غلبه کند و به زن نگاهی تازه داشته باشد. در واقع توانایی شهرزاد در قصه‌گویی‌ به شاه کمک می‌کند تا بر  آن نیروی اهریمنی لجام‌گسیخته که در او به بهره‌گیری از تن زنان، و کشتن ایشان تبدیل شده بود، غلبه یابد و به‌تدریج آن را به نیروی محبت، آفرینش سه کودک و ساختن رابطه‌ای نیکو با همسرش بدل کند. وقتی در قصه دیگر سخنی از کشتن زنان نیست می‌توان چنین باور کرد که شهریار از آن میل ویرانگر جنسی شفا یافته است. به‌خصوص که حاصل رابطه فرزندانی است که تا قبل از شهرزاد در زندگی شهریار سخنی از آنان نیست.  

شهرزاد در طول هزارویک‌شب با مطرح کردن حکایت‌ها و موعظه‌های فراوان به شهریار آرامش می‌دهد؛ تا آن‏‎جا که شهریار در پایان به وزیر خود، پدر شهرزاد، می‌گوید: «خدای تعالی بر تو ببخشاید که کریمه خود را به من تزویج کردی و سبب منع من از کشتن دختران مردم شدی». (طسوجی، جلد۳، ص ۱۶۵۸)

۴-۲-  قصه شاهزاده ابراهیم:

در قصه‌ی شاهزاده ابراهیم و فتنه‌ی خونریز، شاهزاده ابراهیم در آستانه‌ی تجربه‌ی بلوغ به شکار می‌رود. در غاری به‌واسطه‌ی پیرمردی با عکس یک دختر زیبا به نام فتنه‌ی خونریز آشنا می‌شود. پیرمرد درباره‌ی دختر می‌گوید همه عاشق او هستند. اما او هر کس را که به خواستگاریش برود می‌کشد. شاهزاده ابراهیم مثل هر جوانی که هر چه شکار سخت‌تر به‌دست آید دلباخته‌تر سر در پی آن می‌گذارد، زندگیش را می‌گذارد تا شاهزاده خانم را بیابد. بی‌آن‏که بداند علت بی‌رحمی شاهزاده خانم چیست. فقط امیدوار است که وقتی شاهزاده خانم او را دید، خود عاشق شاهزاده ابراهیم بشود. شاهزاده ابراهیم در «شهر چین» که در گذشته باور داشتند آخر دنیاست، از ناچاری و غربت به خانه‌‌ی پیرزنی می‌رود. پیرزن وقتی علت سفر شاهزاده را، و غم و دلباختگی او را می‌بیند چاره‌ای می‌اندیشد. اگرچه قصه‌ی فتنه‌ی خونریز را می‌داند. اما نمی‌داند علت خونریزی زن و دشمنی‌اش با جنس مخالف چیست.  به همین دلیل هم، در ابتدا می کوشد شاهزاده ابراهیم را از این جست‌وجو به‌دنبال فتنه پرهیز دهد. وقتی موفق نمی‌شود خود را به صورت زنان زائر و مقدس در می‌آورد. به این بهانه که از سفر کربلا آمده، به بارگاه شاهزاده خانم راه پیدا می‌کند. پیرزن وقتی به شاهزاده خانم احساس نزدیکی می‌کند از او می‌پرسد چرا با آن‌همه زیبایی ازدواج نمی‌کند. شاهزاده خانم که مثل شهریار احساس خودبزرگ‌بینی شدیدی دارد، و انتظار این «بی‌ادبی» را از کسی که مادون او بوده نداشته، با سیلی چنان به گوش پیرزن می‌زند که برق از سرش پریده و بیهوش می‌شود. شاهزاده خانم که فکر می‌کرده پیرزن را کشته، وقتی به هوش می‌آید یک‌باره چنان خوشحال می‌شود، که از روی ترحم راز مگویش را که تا پیش از این با کسی در میان نگذاشته، در قالب بیان رؤیایی با پیرزن در میان می‌گذارد. پیرزن به خوابی که دختر نقل می‌کند با دقت و درایت گوش می‌دهد. به راز دختر پی می‌برد، در همان حال بی‌آ‏‏‎ن‎که دختر بفهمد به چاره‌ی کار می‌اندیشد. در ملاحظه‌ای که از شخصیت دختر می‌کند نخست در می‌یابد که دختر دو قطبی است و توازن شخصیتی ندارد. می‌تواند به سرعت از نقطه‌ی تفریط به افراط محض کشیده شود و در رفتارش توازن خردمندانه و روابط منطقی وجود ندارد. به عبارتی در یک سر رفتارش خشونت بسیار است و در سر دیگر دلسوزی و احساس ندامت شدید و در مجموع رفتارش فاقد میانه‌روی‌ست. او به تجربه فهمیده که حرف زدن و نصیحت کردن برای این زن زیبا و قدرتمند سودی ندارد. پس باید به زبانی غیر مستقیم و نمادین  به او تفهیم کند که یک وهم او را به کشتن مردانی که خواستگارش هستند واداشته. درمانش در نگاه کردن به ماجرا از پنجره‌ای دیگر است. بعد از دست‌یابی به راز زن، پیرزن نزد شاهزاده ابراهیم می‌رود و به او می‌گوید حمامی در شهر بسازد. حمام محلی بوده که همه ناچار بودند به آن‏‌جا بروند. پس اگر تصویری در در و دیوار بوده، شاهزاده خانمِ مظنون، و خودبزرگ‌بین، ترسیم آن را توطئه‌ای علیه شخص خود نمی‌پنداشته است. شاهزاده ابراهیم به سفارش پیرزن بر اساس خوابی که دختر برای او نقل کرده بود، دستور می‌دهد سه نقش در سربینه‌ی حمام ترسیم کنند. در نقش اول همان رؤیای دختر را می‌کشند که در آن دیده بود او به صورت آهویی درآمده و جفتی دارد که او نیز آهوست. این دو با هم مسافتی راه می‌روند. تا اینکه پای آهوی نر به سوراخ موش می‌رود. آهوی ماده می‌رود با دهانش آب می‌آورد، تا پای آهوی نر را از سوراخ بیرون بکشد. در تصویر دوم دنباله‌ی رؤیای دختر می‌آید که بعد از طی مسافتی، پای آهوی ماده به سوراخی می‌رود و آهوی نر می‌رود اما باز نمی‌گردد. یعنی تصویر دوم آن‏جا پایان می‌گیرد که کینه‌جویی شاهزاده خانم آغاز می‌شود. چرا که می‌پندارد آهوی نر او را فراموش کرده و دیگری را بر او ترجیح داده است. از آن‏جایی که مثل شهریار قدرت دارد، خودش را مهم‏ترین فرد می‌پندارد. پس حق خود می‌داند این بی‌حرمتی را با همه‌ی ابزار قدرتی که در اختیار دارد، مجازات کند. از این رو هر که با داعیه‌ی عشق پا پیش می‌گذارد، به قتل می‌رساند. به سفارش پیرزن، شاهزاده ابراهیم دستور می‌دهد در تصویر سوم  صیادی را بکشند که آهوی نر را به تیر زده است. تدبیر پیرزن مؤثر می‌افتد و فتنه‌ی خونریز که دعوت شده حمام را افتتاح کند با دیدن تصویر سوم آهی از نهادش برمی‌خیزد که حکایت از فهم مطلب و دلسوزی برای آهو دارد. پیرزن با مشاهده‌ی حالت دختر و شناختی که قبلاً از او پیدا کرده بود، می‏فهمد که سوراخی در دیوار اوهام دختر ایجاد کرده است. اگرچه ترحم و کینه‌کشی گاه دو روی سکه‌ی خودپرستی هستند، با این وجود پیرزن می‌بیند که از این طریق بهتر می‌تواند به حل مشکل بپردازد. پس به پسر می‌گوید که آماده‌ی مرحله‌ی بعد بشود. او به پسر می‌گوید باید لباس سفید بپوشد، به مقابل در قصر دختر برود و بگوید: «وای آهویم. وای آهویم» بعد فرار کند. در مرحله دوم هم یک دست لباس سبز بپوشد و به همان ترتیب فرار کند. در مرحله ی سوم لباس سرخ بپوشد و همان جمله را تکرار کند، اما فرار نکند تا او را بگیرند. به پسر یاد می‌دهد وقتی دستگیر شد در پاسخ اینکه چرا گفته وای آهویم همان خوابی را که دختر برای پیرزن تعریف کرده و بر دیوار حمام نقش شده تعریف کند و بیفزاید که در آن خواب، او برای بردن آب رفته و به تیر صیاد کشته شده است. پسر به گفته‌ی پیرزن عمل می‌کند. به دختر می‌گوید چند سال است که شهر به شهر دنبال او می‌گردد. فتنه با شنیدن ماجرا از هوش می‌رود. وقتی به هوش می‌آید خودش نتیجه می‌گیرد که شاهزاده جفت اوست و با هم ازدواج می‌کنند.  

 ۵- کاربردها و ارزش های قصه و داستان برای روان درمانی

افلاطون معتقد بود انسان باید تربیت را با ادبیات و اسطوره‌‏ها آغاز کند و ارسطو نیز  دوستدار خرد را دوستدار اسطوره هم می‏دانست. ادبیات به‌‌عنوان یک عامل سازنده شخصیت یاحتا بازدارنده می‌تواند بررسی شود. ادبیات کودکان از اهمیت ساختاری و بالایی برخوردار است. «هدف ادبیات کودکان، ساختن انسان و جامعه است؛ لذا ادبیات با تکیه بر گذشته، آینده‌نگر است و نقش بزرگی برعهده دارد که هدف‌های مختلف زیر را دربرمی‌گیرد:

  •       آماده کردن طفل برای شناختن، دوست داشتن و ساختن محیط؛ از طریق ادبیات است که کودکان و نوجوانان مسائل مختلف را می‌شناسند و راه‌های گوناگونِ روبه‌رو شدن با آن‌ها را می‌بینند و تجربه می‌کنند و در نتیجه این گسترش دید و تخیل،‌ قدرت تفکر و سازندگی بیشتری به‌دست آورند.
  •       شناساندن طفل به خویشتن، ایجاد احترام به اصالت انسانی و میل به اعتلای مداوم. ادبیات کودکان و نوجوانان باید بتواند انواع نیازهای روانی آن‏ها را بشکافد، بپروراند و تا حد امکان ارضا کند.
  •       سرگرم‌کننده و لذت‌بخش بودن….
  •       علاقه‌مند کردن طفل به مطالعه و ایجاد عادت به آن
  •       ایجاد و تقویت صلح در جهان. اگر دو هدف اول ادبیات کودکان منجر به شناساندن طفل به خویشتن و شناسایی مسائل مختلف محیطش شود، به شناساندن مردم جهان و مسائلشان بپردازد و به کودکان هر سرزمین شباهت‌ها و اختلاف‌های مردم سایر نقاط جهان را نشان دهد، در آن‏ها قدرت تحمل و پذیرش اختلاف‌های ظاهری و تفاوت راه روشن زندگی و نظرگاه‌ها را ایجاد می‌کند. از این راه، صلح و دوستی جایگزین کج‌نگری‌ها، اختلافات و خصومت‌ها می‌شود و هرچه این شناسایی افزایش یابد، درگیری عاطفی و امکان ایجاد حسن تفاهم واقعی نیز بیشتر می‌شود.» (حجازی، صص ۲۱-۲۰)

 قصه‏‌گویی یکی از بهترین شیوه‏ها در مشاوره با کودکان است، به طوری که آنان می‎توانند با احساسات و افکار و رفتارهایی مقابله کنند که هنوز نمی‏توانند با مشاور به طور مستقیم درباره آن‌‏ها صحبت کند. مروری بر ادبیات و نوشته‎های کارشناسان نشان می‏‌دهد که رویکردهای داستانی در روانشناسی تاکنون بر چند محور زیر متمرکز بوده‏‌اند:

  •       استفاده از قصه به مثابه‏‌ی یک فن درمانی در روان درمانی فردی و خانوادگی
  •       استفاده از قصه به عنوان ابزاری تشخیصی
  •       استفاده از قصه در حکم روشی برای آموزش و پرورش توانایی‏‌های کودکان. (یوسفی لویه، مقاله قصه‏‌گویی)

هرچه ما در تنظیم ادبیات کودکان با دقت بیشتری رفتار کنیم و سعی داشته باشیم به اهداف ادبیات کودکان نزدیک شویم، بهتر می‌توانیم کودکانی را برای زندگی آینده آماده کنیم که اختلالات رفتاری و اجتماعی کمتری داشته باشند. «قصه نمی‌تواند جانشین زندگی شود ولی می‌تواند زندگی را پربارتر و شیرین‌تر کند. وقتی ناملایمات به زندگی ما معنی و هدفی ببخشد و وقتی که زندگی تلخ است و سختی فراوان، دست‌کم ساعتی، تلخی‌ها و سختی‌ها را از یاد ما ببرد یا به ما کمک کند که بتوانیم راه‌حلی برای آن‏‌ها بیابیم. قصه، از زمان‌های بسیار دور سرچشمه بعضی دانش‌های بشری بوده و همیشه به مردمی که آن را شنیده یا خوانده‌اند، لذت بخشیده است؛ چه شنونده یا خواننده قصه بزرگسال بوده است و چه کودکی خردسال… باید نیازهای معنوی کودک را بررسی کنیم و بپذیریم که اگر داستان یک یا چند نیاز معنوی یک کودک را برآورده کند، قصه‌ای مطلوب است.» (حکیمی، ۱۳۸۲: ۷۰- ۱۶۹) «روان‌شناسان معتقدند که نیازهای معنوی کودکان از این قرارند:

  •       شایستگی، یا نیاز به پیروزی و لیاقت…
  •       ایمنی یا نیاز به راحت زندگی کردن…
  •       آگاهی یا نیاز به دانستن….
  •       ایمنی عاطفی، نیاز به مهر ورزیدن و مورد محبت قرار گرفتن…
  •       وابستگی به اجتماع یا نیاز به تعلق داشتن به جمع…
  •       بازی، شادی و نیاز به تغییر….
  •       زیباپرستی، نیاز به هماهنگی….
  •       دادجویی، نیاز به آزادی…» (حکیمی، ۱۳۸۲: ۷۰- ۱۶۹)

افراد هنگام بیان داستان توالی و رابطه‎‏های معنا دار را کشف می‏کنند و نسبت به وضعیت خود بینش عمیق‌‏تری به دست می آورند. در واقع قصه‏‌ها به عنوان سازه‏‌های تخیلی و فرهنگی از نظر فردی و اجتماعی با معنا و در برگیرنده نکات برجسته‏‌ای هستند.

اهمیت قصه در رشد اخلاقی توسط بسیاری از صاحب نظران مورد بحث قرار گرفته است. همواره یکی از عمده‌‏ترین و رایج‏‌ترین راه‏های انتقال تجربه و سر گرمی، قصه‏‌گویی و گوش سپردن به قصه‏‌ها بوده است. در کتاب‏های مقدس انجیل و قرآن نیز یکی از رویکردهای مهم برای آموزش شیوه‏های درست زندگی و کشف حقایق استفاده از استعاره‏‌ها، حکایت‏‌ها و قصه‏‌های اقوام و مردمان مختلف است.

 ۶- بازخوانی روان درمانی به شیوه هزار و یک شب  در امورتربیتی و آموزش و پرورش

برونو بتلهایم، مشهورترین روانشناس در این زمینه است که از داستان به عنوان روش درمانی کودکان استفاده می‌کرد. او مربی و درمانگر کودکان، روان‌‏پریش بود. به عقیده بتلهایم، مشکل‏‌ترین کار در آموزش کودکان مساعدت به آنان در درک معنای زندگی است تا به بلوغ روانی دست یابند. او در کتاب برجسته‌‏اش کاربردهای افسون می‌نویسد: صرف نظر از نقش حیاتی و مهم سرپرستان کودکان، میراث فرهنگی که به شکل افسانه‌ها است به زندگی آن‏‌ها معنا می‌بخشد. وی معتقد است که وقتی بچه‌ها را در برابر ادبیات قرار می‌دهیم، قصه‌ها بیشترین جاذبه را برای آن‏‌ها دارند. او چنین توضیح می‌دهد: موضوع این نیست که فضیلت در پایان پیروز و اخلاقیات ترویج می‌شوند بلکه این است که قهرمان قصه،جذاب ترین مسئله برای کودک است و او در تمام مبارزات، قهرمان خود را در نقش قهرمان قصه می‌بیند. به خاطر این هم ذات پنداری، کودک تصور می‌کند که به قهرمان داستان از آزمون‌ها و بلایا به زحمت می‌افتد و با او به پیروزی دست می‌یابد.  کودک چنین هم ذات پنداری را به تنهای انجام می‌دهد و چالش‌های درونی و بیرونی قهرمان، اخلاقیات را بر لوح ضمیر او حک می‌کند.

سندباد بری و بحری و بسیاری از قصه‏‌های دیو و پری در هزار و یک شب دنیای ناشناخته و طریقه مقابله با ناشناخته‌‏ها و سامان دهی پریشانی‌‏ها و خوشبینی را به کودکان می‌‏آموزد. بتلهایم می‏‌گوید:« وقتی کودک با افسانه جن و پری آشنا باشد می‎داند که این افسانه‌‏ها به زبان نمادها و اشاره‏‌ها با او سخن می گویند نه به زبان واقعیت هر روزه.» (بتلهایم ص ۹۸) داستان و افسانه‎ها، پیام‏‌های روانشناختی مهمی در بردارند. آن‎ها با آشنا کردن کودکان حتا بزرگسالان با آن چه در ضمیر ناخوداگاه‎ می‎گذرد به آن‎ها کمک می‎کند تا برمشکلات روانشناختی رشد فایق آیند، می‎آموزند که مبارزه علیه مشکلات شدید در زندگی اجتناب ناپذیر و بخش طبیعی درحیات بشری است.

در افسانه‎ی هزار و یکشب، شهرزاد قصه‎گو بر طبق گفته‎ی کتاب، دختری آگاه است. او علاقه‎ی شاه را می‎داند. (ملک را نیزخواب نمی‌برد و به شنودن حکایات رغبتی تمام داشت) این معرفت ذات شهریار، او را در درمان درست شاه مستبد یاری می‌کند .بتلهایم؛ درکتاب کاربردهای افسون‎گری، به نکته‎ای دیگر اشاره می‌کند که در طب هندو برای بیمار پریشان حال، یک قصه‎ی پریان می‎گفتند که اندیشیدن درباره‎ی آن به بیمارکمک می‎کرد تا بر آشفتگی عاطفی خود غلبه کند. (بتلهایم ص ۵۱) بارکر ارزش‏های بنیادین استفاده از استعاره‏‌ها، قصه‏‌ها یا حکایت‏‌ها را در روان‏‌درمانی در دیدگاه روانشناسان چنین استنباط کرده است:

  •       طرح کردن یا نشان دادن نکات مهم
  •       کمک به افراد برای شناخت خودشان
  •       ارائه را حل ‏هایی برای مشکلات
  •       پروراندن ایده‏ ها و افزایش انگیزش
  •       مدیریت کردن روابط درمانی
  •       تثبیت کردن رهنمودها
  •       کاهش دادن مقاومت
  •       چارچوب دهی و سازمان دهی مجدد مشکلات
  •       بازسازی خود  (Ego)
  •       الگو سازی شیوه‏ای از ارتباط برقرار کردن
  •       یاد آوری قابلیت‏های فرد
  •       حساسیت زدایی از ترس‏‌های فرد (وسفی لویه، قصه درمانی)

«قصه درمانی به مثابه‎ی یک رویکرد درمانی، باجریان پست مدرن پا بر عرصه گذاشت، چرا که با دیدگاه‎های روان درمانی مدرن، تفاوت اساسی داشت. پسامدرنیسم از این باور حمایت می‏‌کند که هیچ حقیقت مطلقی وجود ندارد، بلکه به نظر و دیدگاه ما بستگی دارد. برخلاف روان درمانی‎هایی که درسازه‎های مدرنیست از جمله دانش، قدرت، واقعیت، حقیقت، تجربه، استدلال خود و هویت ریشه دارد، دیدگاه پست مدرن که مبانی قصه درمانی را شکل داد به جای به کارگیری این مفاهیم آن‎ها را زیر سوال برد. بر این اساس خود یا هویت ثابت و مشخص یا اساسی وجود ندارد، بلکه خود و هویت تنها در چارچوب فعالیت‌های عقلانی، فرهنگی و زبانی شکل می‌گیرد. در واقع قصه‌ها از طریق زبان و تعامل‌های اجتماعی موجود دربافت‌های اجتماعی و تاریخی خاص انتقال پیدا می‌کنند. قصه‌ها بازنمایی ساده رویدادهای زندگی نیستند، بلکه آن‏ها ما را می‎سازند و به زندگی و روابط ما شکل می‎دهند. به همین دلیل است که قصه درمانی بر تجربه‎ی زندگی متمرکز است.» (یوسفی لویه، قصه درمانی)

هرچند روان درمانی کودکان وبزرگسالان روش‌‏های بسیار نزدیک به هم دارد؛ اما روان درمان‎گران در روان‎درمانی کودکان در مقایسه با بزرگسالان همواره با مشکلاتی روبرو بودند که کار درمان‌گری را با دشواری مواجه ساخته بود. محدودیت‎های شناختی و زبانی کودکان از یک سو، و انگیزش پایین کودکان برای مشارکت در جلسات و فعالیت‎های روان درمانی باعث شد تا از قصه ‏درمانی به عنوان یکی از روش‎‏های عالی در مشاوره و روان درمانی کودکان استفاده گردد، چراکه کودکان نمی‎توانستند به سادگی افکار و احساساتشان را شناسایی و ابراز کنند؛ به همین دلیل قصه‎گویی یکی از بهترین شیوه‎ها در مشاوره با کودکان پا برعرصه گذاشت. شاید بتوان گفت که به دلیل شرایط خاص دوره‎ی کودکی، از نظرتوانایی‌های شناختی، کودکان می‎توانند از روش قصه‏ درمانی استفاده‎ی بیشتری کنند چون در واقع مجاورت و نزدیکی کودکان به رویدادهای مهم بین فردی در زندگی روزمره و غوطه‎ور بودن آن‎ها در جنبه‌های حسی و عینی تجربه‎ها موجب می‎شود که این رویدادها نفوذقوی‎تری درقصه‎های زندگی آن‌ها داشته باشند.

«برخی صاحب‎نظران روانشناسی مثل جروم برونر، لکس،جکسوان، قصه‏گویی را شیوه‎ای طبیعی برای ساختن جهان می‎دانند. در این دیدگاه ارائه‎ی درس‎های اخلاقی در چارچوب قصه برای سازمان دادن به یادگیری در زندگی مطرح شده است. بدین ترتیب که اگرقصه‎ها دربرگیرنده‎ی اعمال و پیامدهای آنان باشد موجب رشد اخلاقی می‎شوند. زمانی که کودکان به قصه گوش می‎دهند یا قصه‎ی نیمه تمام را تکمیل می‎کنند خود را در نقش قهرمان قصه قرار می‎دهند و در واقع به سمت تعارض‌های خودشان می‎روند. آن‏ها ممکن است مهارت‌ها و راه حل‎هایی را که شخصیت‎های قصه به کار می‎برند به طور ناهشیار برای رویارویی با مشکلات خود امانت بگیرند. این امرموجب می‏‌شود آن‎ها بتوانند برگذشته و ناکامی‎های پیشین خود فایق آیند و آینده‎ی خود را پرمعناتر بیابند.» (یوسفی لویه، قصه درمانی)

در فرایند قصه ‏درمانی تلاش براین است که کودکان نسبت به احساسات و افکار خودآگاهی بیشتری پیداکنند، به ویژه نسبت به شیوه‎های رویارویی خودشان با مشکلاتی و مسائلی که با آن درگیر شده‎اند شناخت به دست آورند. با تعارض‌ها و احساسات دردناکشان روبه روشوند و آن‎ها را درخلال قصه ابرازکنند و قصه‎ای متفاوتی با ساختاری جدید از خود بسازند. و با همذات پنداری با قهرمان داستان به حل مشکلات و رویارویی با دشواری‏ ها بپردازند.  در یک قصه‎ی خوب کودک پی می ‏برد که ضعیف‌‏ترین‎ها هم راهی برای موفقیت خواهند یافت، یا قوی‌‏ترین قهرمانان هم دچار مشکلات و بدبختی خواهند شد، اما توانایی و امکانات راه حل گشایش مشکلات را در می‏‌یابند و از آن‎ها رهایی می‏‌یابند.

 رضا طاهری

۷- منابع:

  1. ایروین، رابرت، ۱۳۸۳، تحلیلی از هزار و یک شب، ترجمه فریدون بدره‎ای، نشر فرزان، تهران.
  2. بتلهایم، برونو،  کاربردهای افسون، بی تا، مترجم کاظم شیوار رضوی، دیبا، چاپ اول، تهران.
  3. بدره‏ای، فریدون،۱۳۹۰،  هزار ویک شب در  ادبیات و جامعه اسلامی، هرمس، تهران.
  4. بیضایی، بهرام، ۱۳۹۱، هزار افسان کجاست،  انتشارات روشنگران و مطالعات زنان، تهران.
  5. پراپ، ولادیمیر، ۱۳۸۶، ریخت شناسی قصه‏های پریان، ترجمه فریدون بدره‏ای، نشر توس، تهران.
  6. ثمینی، نغمه، ۱۳۷۹، پژوهشی در هزار ویک شب، نشر مرکز، تهران.
  7. حجازی، بنفشه، ۱۳۷۹، ادبیات کودکان و نوجوانان، چاپ سوم، انتشارات روشنگران و مطالعات زنان، تهران.
  8. حکیمی، محمود و مهدی کاموس، ۱۳۸۲ مبانی ادبیات کودکان و نوجوانان، انتشارات آوران،تهران.
  9. دلاشو، م. لوفلر، ۱۳۸۶ ، زبان رمزی افسانه‏ها، ترجمه جلال ستاری، نشر توس، تهران
  10. پینالت، دیوید، ۱۳۹۰، شیوه های داستان پروری در هزار ویک شب، مترجم فریدون بدره‎ای، هرمس، تهران.
  11. ستاری، جلال، ۱۳۸۸،  افسون شهرزاد/ پژوهشی در هزار افسان، نشر توس، تهران.
  12. ستاری، جلال، ۱۳۸۲، پژوهشی در حکایت سند باد بحری، نشر مرکز، تهران.
  13. ستاری، جلال، ۱۳۸۸، جهان هزارو یک شب، نشر مرکز، تهران.
  14. ستاری، جلال، ۱۳۸۲، مقدمه‏ای بر هزارو یک شب، نشر مرکز، تهران.
  15. سیره النور، ۱۳۹۰، لوح فشرده الکترونیکی غالب کتاب‏های تاریخ و جغرافیایی ۵۰۰ ساله اول دوران اسلامی، موسسه نور، قم.
  16. طسوجی تبریزی، ۱۳۸۵، هزارو یک شب (دو جلد) ، نشر اقبال، تهران.
  17. طسوجی تبریزی، ۱۳۸۳، هزارو یک شب، به کوشش علی اکبر تقی نژاد( سه جلد)، نشر علم، تهران.
  18. فریز، جیمز جرج، ۱۳۸۲،  شاخه‌زرین(پژوهشی‌درجادو ودین)، کاظم فیروزمند، نشر ‌آگاه، تهران.
  19. مهلوجی‎زاده مهابادی، معصومه، نقش‏ادبیات در اصلاح اختلالات فردی، روزنامه اطلاعات شماره ۲۵۴۶۹، یکشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۱٫
  20. یوسفی لویه، مجید، مقاله قصه درمانی، وبگاه http://smoghadam.persianblog.ir/post/   بازید شده ۱۰/ ۲/۹۲٫
  21. یونگ،کارل گوستاو، ۱۳۸۳، انسان وسمبل‏هایش، ترجمه محمودسلطانیه، نشر جامی، تهران.

ارسال پیغام